تبليغاتX
شما شبيه هيچ‌‌كس ... -

شما شبيه هيچ‌‌كس ...

غزل نو

مادر...

فنجان لب پریده ی مادر، هنوز تر

مادر هنوز زنده و بابا هنوزتر!

مادر نگاه ملتمسش را به سمت من

یعنی که: من که می روم اما فقط پدر!

با ظرف های شسته شده، خشک می شود

فنجان لب پریده و مادر د..د..ر د..د..ر...

***

مادر همیشه مثل فرشته ـ قشنگ تر ـ

من مثل یک عروسک کوکی: «مرا ببر!

یا این که قول بده که بازی کنیم و من

یادم نرفته است که باید کلاغ پر

انگشت من که مانده میان هوا و باز

یک لحظه در خیال که مادر دوباره بر...

***

اما منم، تکیده و تنها شبیه مرگ

مادر همیشه مرده و بابا فقط پدر!

مادر چقدر مثل تو بود و شبیه او

من فکر می کنم که تو هم رفته ای سفر

یا مثل بغض، یخ زده، مضمن، سیاه، سرد

هی فکر می کنم که تو تنها، فقط، اگر ...

 

 ************************

صدای خشک قلم نیست، صدای تق تق کیبورد!

دوباره جای تو خالی، و من دوباره فقط مُرد

شبیه فاصله خالی، شبیه فاصله ها پر

همیشه بودن تو هست، درون متن من و خُرد ـ

شده ببین کلماتم، تـ ـو بـ ـیـ شـ تـ ر شدی و من

که محو می شوم انگار، و باز هم تو مرا برد:

تو مثل ماه سپیدی، و من سیاه نوشتم

به گونه های تو بوسه، و ماه مثل تو افسرد

هنوز اول ماه است، هنوز نیم تو پنهان

بتاب ماه قشنگم، شب است و شاعر شب خورد ـ

تمام حرف خودش را، و باز منتظرت شد

نیامدی و فقط ماند، صدای تق تق کیبورد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 17  توسط morteza azizian  |